تبليغاتX
aftertime
aftertime



بازی یلدایی

 

 

 

این کارا چیه آخه؟ ولی چون من برای دوستان ارزش قائل هستم خوب مینویسم

 

1: از این که جلوی یک جمع صحبت کنم خیلی بدم مییاد شایدم میترسم نمیدونم کلا هیچ وقت دوست ندارم کانون توجه باشم و ملت منو نگاه کنن مثلا اگه یک جایی فیلمبرداریی چیزی هم باشه همیشه راهم رو کج میکنم یک وقت تو دوربین نیفتم

 

2: از دعوا کردن به شدت بدم می یاد به نظرم یکی از بی کلاس ترین کار هاست  برای همین فکر نکنم کلا توی عمرا به اندازه ی انگشتان دست دعوا کرده باشم  عاقل هیچ وقت از این وحشی بازیا در نمیاره

 

3: از این که ازم تعریف کنن خیلی خوشم مییاد بعضی وقتها از عمد یک کاری میکنم طرف تعریف کنه ولی بعضی وقتا  اوضاع یک جوری پیش میره بعدش پشیمون میشم

 

4:به کسی که باهاش صمیمی هستم خیلی اعتماد میکنم  البته تا حالا  سر این موضوع به مشکلی برنخوردم

 

5:زیاد تو رو در بایستی قرار میگیرم و یک کارایی که دوست ندارم رو به خاطر دوستام انجام میدم

 

6: خیلی بد غذام و تقریبا از نصف غذاها خوشم نمییاد

 

چه معنی داره چیزی که تا حالا نگفتیم رو بگیم خوب حتما نمیتونستیم بگیم که نگفتیم دیگه

 

از اونجایی که همه ی اونایی که میشناسم توی بازی شکرت کردن پس من اسم کسی رو نمینویسم

 

 

خوب وبلاگ قبلیم  به دیار باقی شتافت بعد از یک وقفه( منتظر بودم قالب بسازن برام) دوباره شروع میکنم

جا داره از دوستانم محمد و حمید که زحمت ساخت قالب رو کشیدن تشکر کنم  

 

پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385  توسط نمسیس  |

 

 

 

 

Sunshine
once again
dying in the sun
Eyes Wide Shut
New year has come
As you wish
birth
دری وری
snow
Wind Of Change

 

شهریور 1388
مرداد 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385

 

نمسیس
هزارچهره

 

myself
کمدی الهی
Musical wishes
خراش های عشق
ferro
Miss September
دنياي رنگارنگ
dreamer
بارقه های شفق
لونه جغد نادون
بیتا
یک منحنی بسته
کلید
دری وری
دل نامه
از هر دری سخنی
devil
میعاد در لجن
Kidnapped
فریاد سکوت
hghglobvil

 

 

RSS 2.0