|
اينك اينجا ايستاده اي ؛ سراپا گناه،سراپا تقصیر، در پيشگاه همه
متحير به ديگران مي نگري شايد آنها تورا بفهمند . اين كه بي گناهي ، اين كه تقصيري نداشته اي ، اين كه اين دادگاه را درك نميكني ...
اما خود خوب ميداني دير شده است و تو محكومي ، محكوم به تحمل سي ضربت ، مجازاتي كوچك براي تمامي گناهان بزرگت .
اولين ضربه براي آ نكه ناخود آگاه آمدي
دومين ضربه براي آنكه بي خبر ماندي
سومين ضربه براي آنكه خود خواسته جا باز كردي
چهارمين ضربه براي آنكه بي اجازه ماندگار شدي
پنجمين ضربه براي آنكه بي اراده دل بستي
ششمين ضربه براي آنكه با اراده دل بردي
هفتمين ضربه براي آنكه با منت محبت كردي
هشتمين ضربه براي آنكه بي منت محبت خواستي
نهمين ضربه براي آنكه بي تكليف دوست داشتي
دهمين ضربه براي آنكه بي حساب دوست داشتن خواستي
يازدهمين ضربه براي آنكه بي دليل عاشق گشتي
دوازدهمين ضربه براي آنكه بي منطق معشوق شدن طلب كردي
سيزدهمين ضربه براي آنكه ناخواسته وابسته گشتي
چهاردهمين ضربه براي آنكه ناخواسته وابسته كردي
پانزدهمين ضربه براي آنكه بي مهابا پيش رفتي
شانزدهمين ضربه براي آنكه پياپي رنگ عوض كردي
.
.
.
.
.
..
بيست و ششمين ضربه براي آنكه بي رحمانه دل كندي
بيست و هفتمين ضربه براي آنكه بي رحمانه از دل راندي
بيست و هشتمين ضربه براي آنكه آنگاه كه نخواستندت خواستي
بيست و نهمين ضربه براي انكه آنگاه كه خواستندت نخواستي
و واي بر آخرين گناه كه تكرار هر آنچه كردي است از ابتدا
اين است تمامي آن سي ضربت
بدان تازيانه ات را آنان مينوازند كه مدتهاست تازيانه ات را خورده اند و مطمئن هستم تك تكشان در دل برايت دعا ميكنند باشد كه تازيانه ها سهل تر بگذرند .
لعنت به اين مردمان عاشق..............
خداوند به آنان صبر دهد..............
|