تبليغاتX
aftertime
aftertime



مجانب

دوست دارم مجانب باشم

از بی نهایت دور بیایم و به بی نهایت نزدیک بروم

دوست دارم مجانب باشم

آرام آرام نزدیک شوم ، با گام های زمانی کوتاه اما پیوسته

دوست دارم مجانب باشم

بی نهایت نزدیک شوم اما نرسم ، مماس نشوم ، قطع نکنم

وای چقدر این مماس ها منفروند و وای که چقدر این متقاط ها زیادند

دوست دارم در حسرت رفتن و نرسیدن بسوزم

دوست دارم مجانب باشم ....

 

چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387  توسط نمسیس  |

 

عروسك ؟!

عروسك بود. نميفهميد. احساس نداشت.
هر چه داشت از من بود، احساسم دليل وجودش بود.

ميخواستم او را بيرون بيندازم. احساس نداشت. نميفهميد.
دليل داشتم كه او را بيرون بيندازم. حق من بود كه براي هردويمان تصميم بگيرم.
اما او را در آغوشم فشردم و به او گفتم چرا او را بيرون ميندازم.

...

احساس نداشت؟ نميفهميد؟ انرژي نداشت؟ بدون من هيچ بود؟
ميخواستم بروم. دليل داشتم براي رفتنم. حق من بود كه براي هردويمان تصميم بگيرم؟
رفتم و برايش نگفتم دليل رفتنم را.
 

جمعه دهم خرداد 1387  توسط هزارچهره  |

 

 

 

 

runner
Sunshine
once again
dying in the sun
Eyes Wide Shut
New year has come
As you wish
birth
دری وری
snow

 

آبان 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385

 

نمسیس
هزارچهره

 

myself
کمدی الهی
Musical wishes
خراش های عشق
ferro
Miss September
دنياي رنگارنگ
dreamer
بارقه های شفق
لونه جغد نادون
بیتا
یک منحنی بسته
کلید
دری وری
دل نامه
از هر دری سخنی
devil
میعاد در لجن
Kidnapped
فریاد سکوت
hghglobvil

 

 

RSS 2.0